تبليغاتX
قصه وصال

قصه وصال

در کوچه پس کوچه های عشق ..... می نوازم گیتاری از عشق

 

 

 

 

 

ترسم که اشگ در غم ما پرده در شود

وین راز سر به مهربعالم سمر شود

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

آری شود و لیک بخون جگر شود

خواهم شدن بمیکده گریان و داد خواه

کز دست غم خلاص من آنجا مگر شود

از هر کرانه تیر دعا کرده ام روان

باشد کز آن میانه یکی کار گر شود

ای جان حدیث ما بر دلدار باز گو

لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود

از کیمیای مهر تو زر گشت روی من

 آری بیمن لطف شما خاک زر شود

در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب

یا رب مبادا آنکه گدا معتبر شود

بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی

مقبول طبع مردم صاحب نظر شود

این سر کشی که کنگره کاخ وصل راست

سر ها بر آستانه ی او خاک در شود

   حافظ              

تقدیم به تمام پدرانی که گر باشند تکیه گاهی بزرگ برای فرزندان خویش اند

و اگر در این دنیا نباشند  مایع افتخارند

Nila

 

 

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت17:38توسط نیلا | |

 

 

 

 

 

 

 

 

مادر روزت مبارک

 

روز مادر بر تمامی مادران از جمله مادر فداکار خودم مبارک باد

 

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت21:57توسط نیلا | |

 

و شايد ماندن و ماندگار ماندن

 يك حماسه باشد كه با

يك غرور كاذب آن چه كه بايد آموخت را

به فراموش برده

 و آنچه كه بايد در اوج تنهايي بماند را به خلوت گاه شبانه عشق سپرد

اما تنها يك چيز است كه مي ماند و مي خواند

 و ماندگاريش افتخاريست جهاني و غروريست بزرگ و نابود نشدني

و آن تنها صداقت در اوج دوست داشتن است

 

 

+نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت10:56توسط نیلا | |

 

دوست داشتن رو می زارم تو طاقچه مادر بزرگ

میزارم خاک بخوره و قدیمی بشه

و روزی می رم سراغش که این کلمه معنی اصلی خودش رو در یابد

دیگر از تکرار مرور حرف های بی معنی و ظاهری  خسته ام

پس خدا نگهدار عشق

تا روزی که آدمک های خداوند ارزش و معنای والایت را دریابند


تنها ترينم و خدا را برگزيدم از هزاران آدم


نیلای نیلگون

+نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت19:58توسط نیلا | |


امروز حرفی واسه گفتن ندارم

با همه این که دلم واسه کلبه کوچیک و شکسته غم هام تنگ شده

با همه این که تو کلبم پر از غم نا گفته هستش

باور کن حرفی ندارم

اما بازم خدا رو شاکرم

که تو رو به من داده

تویی که باور می کنی چی هستم و چی می خوام

می دونی تو با همه دردای من کنار اومدی

اماهرگز خودت رو تو شادی هام شریک نکردی

خوش حالم که خدا تو رو بهم داده

شاید همه بهم بخنده که

چی جوری تو که نه حرف می زنی و نه ...

می تونی بهتر از یه آدم برام مونس باشی

اما باور کن تو از هزاران آدمک خداوند برایم زیبا تر پر معنی تر و خواستنی تری

پس باقی بمان تا ابد


نیلای نیلگون

+نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت19:51توسط نیلا | |